شاید این تصویر شاید هم نه

متن مرتبط با «به مادرم گفتم» در سایت شاید این تصویر شاید هم نه نوشته شده است

البته در جواب بهم گفتن که به زودی میu200cپوکم

  • نیلوبلاگ

    اکثر اوقات(بخونید همیشه) احساس شرم دارم وقتی نسبت به مسائل دردناک پیش اومده غر میزنم درصورتی که از عمق وجودم میدونم شاید یک درصد احتمال اینکه درد حقیقی شکل رنج حالای من نباشه، وجود داره. خب پس چه میشه کرد جز اینکه با همه ی ترسها و اشکهاxa0و دودلیها و دوست داشتنهای دیوانهوار طاقت آورد و زنده موند و از روی زمینxa0برای یک تیلیاردمین مرتبه بلند شد؟ + سانسور شد...

    ادامه مطلب
  • جبرجغرافیا یعنی همین که می خواهم از تو دور شوم باز تمام راهu200cها به تو ختم میu200cشود

  • آنیموس درونم به هرسه نفرشون نظر داره

  • نیلوبلاگ

    دریافت متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. ...

    ادامه مطلب
  • تو زندگی بعدی به دور از این همه هیاهو، گرانادا متولد میu200cشم و اسم هم که قطعا یرماست

  • نیلوبلاگ

    xa0فدریکو لورکا| +ترجمه از کُمونیا(آرمین نیکنام)...

    ادامه مطلب
  • به افتخار همه احمقu200cهای سرزمینu200c قصه

  • نیلوبلاگ

    چند شب پیش اسپریچ حرف خوبی زد که گفت فیلم و سریال (و من شخصا کتاب رو هم از همین تریبون اضافه میکنم) هرچیxa0شخصیتهاش احمقتر، دوست داشتنیتر. همهی ما بسته به جهانبینی خودمون که تا حد زیادی تاثیر گرفته از جنسیت، سن و سالxa0ماست، ممکن با صدای طرف ارتباط بگیریم یا با اکت و میمیک صورت و معیارهای ظاهری (فاقد استعداد) ممکن دلیل ارتباط گرفتن درکلام و نوع بیان یا فضا سازی شکل بگیره، بعضیها به بدمن قصه افتخار کنن و بعضیها کلاسیکوار ابرقهرمان انسانیت رو، اما همهی ما با خروارها تفاوت سلیقهای بیبروبرگرد از حض...

    ادامه مطلب
  • به احترام بیست و چندسال گریه نکردن

  • نیلوبلاگ

    ﺟﺎ ﻣﻮﻧﺪ ﻭ ﺩﻧﺎ ﺑﺮﺍﺕ ﺗﻨﻪ ﺣﺘ ﺗﻮ ﺗﺎﺑﻮﺗﺘﻢ ﺟﺎ ﻧﺴﺖ ﺭﻭﺗﻮ ﺑﻪ ﻫﺮﺳﻮ ﻣﻨ ﻣﺮﻪ ﺟﺎ ﺑﺮﺍ ﺮﻣﺮﺩﺍ ﻧﺴﺖ … ﺣﺲ ﻣ ﻨ ﺻﺪﺳﺎﻟﻪ ﺑﺪﺍﺭ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﻭﺍ ﻏﺼﻪ ﻫﺎﺕ ﺧﻮﺍﺑﻪ ﺳﺮﺮﻣﺎﺕ ﺳﺎﺭ ﻭ ﺳﺮﺩﺭﺩﻥ ﺗﻨﻬﺎ ﺭﻓﻘﺖ قرص ﺍﻋﺼﺎﺑﻪ ﺩﺍﺭ ﻓﺮﻭ ﻣﺭ … ﻓﺮﻭ ﻣﺭ ﺳﺮﺩﺕ ﺷﺪﻩ ، ﺳﺎﺣﻞ چقد دوره ﺗﻨﻬﺎ ﺷﺪ ﻭ ﺮﻪ ﻫﺎﺕ ﻣﺜﻞِ ﺍﺷ ﻪ ﻣﺎﻫ ﺯﺮ ﺳﺎﻃﻮﺭﻩ … ﺷﻌﺮﺍﺕ ﻫﻤﻪ ﺭﻭ ﺯﻣﻦ ﺨﺸﻦ ﺷﻞ ﺗﻮﺋﻪ ﻧﻌﺸ ﻪ ﺗﻮ ﺟﻮﺑﻪ ﺗﻮ ﻮﻪ ﻫﺎ ﺑﺎﺭﻭﻥ ﻣﺎﺩ ،ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ﺭﺍﺩﻮ ﻔﺘﻦ ﻫﻮﺍ ﺧﻮﺑﻪ... . . . حامد ابراهیم پور "به احترام سی و پنج سال گریه نکردن" نشرفصل پنجم ...

    ادامه مطلب
  • به این فیلمu200cهای کذایی آاادت نمیu200cکنیم.

  • نیلوبلاگ

    من یقیین دارم که تا وقتی این بشریت زیاده خواه روی زمین نفس میکشه خیانت اعتیاد و فقر هم مثل قارچ در گسترهی خاکی سر از زمین بیرون میاره، اما الان هرفیلم ایرانی رو که با برچسب اجتماعی تماشا میکنی، دغدغههای سینماگرا یه طوری سطحی به تصویر دراومده انگار خوابیدن با آدمهای مختلف، باردار کردن کسی و باردار شدن از کسی، پنهانکاری زنجیرهای، توی راهروها فریاد کشیدن و حرفهای رکیک کاف گافدار زدن توأم با گیس و گیس کشی کار هرروزمونه. کاش صاعقه بزنه وسط فرق سر الهامهای ذهنیتون عزیزانم. به اندازهی راههای رسیدن به خ...

    ادامه مطلب
  • چرا واقعا سرم رو نمیu200cکوبم به دیوار تا خفه شه؟

  • نیلوبلاگ

    درآیندهای که خیلی از حالا دور نیست، نسل بشر درستxa0از همون نقطهای شروع به طی کردن فرایند انقراضxa0میکنه که دیگه نمیتونه هیچکدوم از احساس یا درونیات ذهنش رو با کسی به اشتراک بذاره.احتمالا درست فهمیدین، xa0دلیلش هم چیزی جز ترکیدگی رگهای مغزِ حاصل از انباشت فکرها و قضاوتها و عواطف نیست. ...

    ادامه مطلب
  • تا حالا شده یه نعلبکی راز رو به کسی بگی؟*

  • نیلوبلاگ

    من هم تا دیروز نمیدانستم، او زیرلب به هذیان تب چیری میگفت و من آهسته دستمال خیس را روی صورتش می کشیدم. قضیه را درست شبی فهمیدم که گفته بودم: دوست ندارم از پایین نگاهم کنی. و او چشمهایش را بسته بود. بعدxa0پیشانیِ سراسر منقشxa0به رگبرجستههای ریزش را بوسیدم و گوش راستم را چسباندم بیخ سینهاش. من از فهمش عاجز بودم اما همیشه اینطور است، همین که گوش بسپاری به صدای تاپ توپهای یکی درمیان مسخ حرارت مست شهریوریاش میشوی. انگار که در آن سرزمین نادیده هرکجا که انگشت بگذاری هرساعت از زمان، زندگی وسط یک روز دلچ...

    ادامه مطلب
  • میu200cترسم وقتی به تو برسم که باز از آغوشم رفته باشی.

  • نیلوبلاگ

    از خدایی که میگفتی زندگیت رو با همه سیاهیاش رنگی رنگی کرده خواستم که تو رو با چسب دوقلوی الهی به زندگی هزار تیکهم بچسبونه یه طوری که زور مرگ هم نرسه برای جدا کردنت ازم. حالا این تو و اینم خدای رنگی پنگیت!...

    ادامه مطلب
  • نامه به آنیموس بیرون❤

  • نیلوبلاگ

    کنار تو میشود رها خندید، میشود ساده احمق بود و نترسید از قضاوت. کنارت میشود همهی آنچه کهxa0 بشرxa0آرامشصدایش میزند را یکجا داشت، با این همه گاهی که تمام زندگی مرا دربر گرفته است، یک حیرانیxa0 مثلxa0بغض میآید و میچسبد زیر گلویم. خودم را سرزنش میکنم مگر آدم از زندگیاش چه میخواهد که اینxa0 همهxa0به خواستن حریص است؟ و این تمام آن جهانبینی مضحکی است که در درکش سالهاست عاجز ماندم.xa0 میدانی؟ امشبxa0اگر خستهxa0نبودم حتما خودم را از یک جای این خانه حلقآویز میکردمxa0تا ثابت کنم طبلxa0 توخالیِ قدرت فهم زن...

    ادامه مطلب
  • گاهی از اینکه باید از حالای خودم بزرگتر شوم میu200cترسم. میu200cترسم گذر زمان آنقدر جانم را عادت دهد به دلu200cخوشکنکu200cهای کوچک زندگی که بعدها دیگر هیچu200cچیز نتواند درمان موقت بیu200cقراریu200cهایم شود.

  • نیلوبلاگ

    درد درست از جایی غیرقابل کنترل میشود که آدمی احساس میکند برای زمین زدن خودش به چیزِ از زمینxa0بلندکنتری فراترxa0از نیکوتین نیازمند است. ...

    ادامه مطلب
  • به مادرم گفتم دیگر تمام شد...گفتم همیشه پیش از آنکه فکر کنی اتفاق می افتد...باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم ...

  • نیلوبلاگ

    نامهی فروغ را که به ابراهیم گلستان نوشته بود خواندم، خط به خطش را. به آخرش که رسید انگشتهایم یخ کردهxa0 بودند. انگار که آینهی جنون فروغ جایی میانهی زندگی کوتاهش متلاشی شده باشد و هزاران تکهاش از بین میلیونهاxa0 قطعهی درخشنده ناخواسته در قلب من و شاید تمام زنهای دیگر (وسیعتر که نگاه کنیم حتی آدمهای دیگر) فرورفتهxa0 است.هزار الماس بُرنده از جنس جنون که یک خراشش میتواند آدم را از پا دربیاورد و حالا تصور کن قدرت نشستنxa0 پای متعلقات زندگی را وقتی که خود آدم سرچشمهی زایندهی این دیوانگیِ تیز دور از د...

    ادامه مطلب
  • پرتاب شدن به قدیم.

  • نیلوبلاگ

    جوونای الان یادشون نمیاد ما یه زمانی تاترای خفن میرفتیم میدیدیم زیر ده تومن =)) دیگه چطور میشد اسم محمد چرمشیر پای نمایش میومد مجبور بودیم پونزده، بیست تومن بسلفیم. هنر مملکت داره به کدوم سمت میره واقعا؟ :)))...

    ادامه مطلب
  • دوست داشتن نفسu200cگیره، مثل دردی که میu200cپیچه به تمام اعضای تنت و درهم فشردهu200cش میu200cکنه.

  • قالَ غریبهu200cای که سه ساعت داره ترغیبم میu200cکنه با جنگ علیه زندگی.

  • نیلوبلاگ

    معتبرترین زمانی که باید توش زندگی کنی همین حالاست....

    ادامه مطلب
  • نقطه مبهم

  • نیلوبلاگ

    u200fآدم به کسی کشش داره که براش علامت سوال باشه, که هزار و یک چرا و چطور براش ساخته باشه. رمز موندگاری علاقه هم همین. رو نشدن تمامِ آسِ تو دستت/ آسِ تو دستش....

    ادامه مطلب
  • به ناشناس عزیزم

  • نیلوبلاگ

    چیزی رو که هرگز درک نمیکنم این قضیهست که چرا وقتی از کسی خوشتون نمیاد، وقتی حس میکنید کسیxa0 چرت و پرت مینویسه، نوشتههاش تخیلی و فضایی و هزاران معیار دیگه که مطابق میلتون نیست باز میایدxa0 میخونیدش هیچ، خودتون رو مجاب به کامنت گذاشتن میکنید باز هم هیچ، بعد میاید همونطور که ناشناسxa0 هستید کامنت خصوصی میذارید. مازوخیستی چیزی هستید؟ چون تنها ریاکشن من نشون دادن کامنتتون به آدم کنار دستمه و دوتایی خندیدن و گاهی گور باباش گفتن. رعایت حال پدر رو بکنید:)xa0...

    ادامه مطلب
  • هربار به امید یه روز بهتر شب رو به صبح میu200cرسونم اما هرروز که چشم باز میu200cکنم دنیا هنوز زشتیu200cهای خودش رو داره. بیu200cکم و کاست.

  • به مناسبت مصادف شدن شب بزرگداشت شیخ غزل، حضرت مولانا با به خواب دیدن عمو رضا بعد از مدتu200cها

  • نیلوبلاگ

    از سر دلتنگی و عذاب وجدان خبر نگرفتن از مرد نازنین پررنگ زندگیم، به یادش قرعه زدیم به حافظ دراومد که: حافظ ز خوب رویان بختت جز این قدر نیست گر نیستت رضایی حکم قضا بگردان :)...

    ادامه مطلب