
اینجا بیشتر شبیه یکی از پناهگاههای کشف شدهی انسانهای اولیهستxa0که سالها روح مست سرگردون یک آدم به مرگ نشسته میاد و چندکلام رقص کنان دور آتیش برای خودش حرف میزنه و میره. گاهی یادم میره حضورxa0غیر فیزیکی از گسترهی حقیقت خارج نیست و مرسی که با همهی اینها تا از حقیقت غیر فیزیکیم فاصله میگیرم جویای احوال میشید. :)xa0 عادی میشه...عادی میشم.....
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب
تصور کن اگه حتی تصور کردنش سخته، جهانی که خالی ازxa0صدای روی اعصاب قمیشی و چاووشیه!...
ادامه مطلب
مدرسههای دخترونه درواقع به مرور زمان از محلی برای درس خوندن تبدیل شده به مجمع دیوانگان تنی چند از مادران که تمام فکر و ذکرشون دست یافتن به شمارههای سایر والدین کلاس جهت فرت و فرت(سه میان وعده در روز) به همدیگه زنگ زدن و بیخودی درمورد فلان مسئلهی چرند ابراز نگرانی کردنهای بیست و چهارساعت است....
ادامه مطلب
xa0فدریکو لورکا| +ترجمه از کُمونیا(آرمین نیکنام)...
ادامه مطلب
صبح علی گفت: پیرمردت هم که آخر سر دنیا رو گذاشت رفت و من توی ذهن شلوغم اونقدر پیرمرد لعنتیِ بلیط بدستِ آماده پروازxa0این پا و اون پا میکردن که صورت استخونی کوهن لا به لای اون جمعیت گم بود. دریافت متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلی...
ادامه مطلب
با اینکه مامان میگه شبیه mental Retard آ افتادی و مجبورم کرد از روی پروفایل تلگرام برش دارم اما متاسفانه من خودم بشدت از این عکس خوشم میاد و باید بگم که تمامِ من فارغ از متانت و شکالت و رنگ و لعابهای دنیوی تن همینی که اون گوشه میبینید. همینقدر خل و عقب افتاده و عاجز از زندگی انسانی. +البته که آماده شنیدن چرت و پرتهای مثبت بیست و هفت سالتون هستم....
ادامه مطلب
از خدایی که میگفتی زندگیت رو با همه سیاهیاش رنگی رنگی کرده خواستم که تو رو با چسب دوقلوی الهی به زندگی هزار تیکهم بچسبونه یه طوری که زور مرگ هم نرسه برای جدا کردنت ازم. حالا این تو و اینم خدای رنگی پنگیت!...
ادامه مطلب
درد درست از جایی غیرقابل کنترل میشود که آدمی احساس میکند برای زمین زدن خودش به چیزِ از زمینxa0بلندکنتری فراترxa0از نیکوتین نیازمند است. ...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب
هروقت ستار از ضبط صوت کوچک آشپزخانه برای خودش میخواند:xa0 «راهِ سفر عاشق از گردنه بندان پُر، نامردم اگر از خون این باج نپردازم» توی دلم به شهیار تشر میزنم مگر عشق اصلا راه دارد که حالا بنشینیxa0دو دوتا چهارتایش راxa0حساب کنی،xa0 ببینی میان بیابان علاقه چند گردنه بندان اضافهتر روئیده؟ که بعد سر طرف مقابلت منت بگذاری که بخاطرxa0 تو حتی از خونم هم میگذرم؟xa0عشق یک بیراههی بیانتهاست. یک بازیxa0بداههxa0کهxa0اگرxa0شکستxa0بدهیxa0قافیهxa0راxa0 میبازی، اگر شکست بخوریxa0باز هم باختهای. تنها چیزیxa0که میتو...
ادامه مطلب
وقتی من و بابا جوون بودیم. دوست نداشتم بابا رو حذف کنم خودش اصرار کرد ولی :)xa0 ...
ادامه مطلب
u200fدیوانه کنی هر دو جهانش بخشی دیوانهٔ تو هر دو جهان را چه کند |مولانا...
ادامه مطلب
به همین کمدیتی براش کیک میبرن دست میزنن، تولدت مبارک میخونن xa0D: ما رو هم بعنوان پیشکسوت دعوتxa0 میکنن D: xa0واقعا این همه کول بازی کجا دیدین؟ D: ...
ادامه مطلب
شاید شما هم شنیده باشید که xa0مَردها در گذر تاریخ آنقدر خفن بودند که همیشه زن را به نوعی الههی آب میدانستندxa0 و به خودشان اجازهی کوزه بر سر نهادن و آب از سر چشمه آوردن را نمیدادند که یک وقت بیحرمتی به ذات اقدسxa0 آب نشود(ابدا هم به ذهنتان راه ندهید که این تقدسگرایی مردهای خفنِ تاریخ از سرفراخی بوده و نه چیز دیگری)xa0 هنوز هم در بسیاری از خانهها این تقدس گرایی حاکم است، منتها از کوزه بر سر نهادن و از سرچشمه آب آوردن به:xa0 قربون دستات برم، حالا که آشپزخونهای اگر زحمت نیست یه لیوان برام بیار! تغی...
ادامه مطلب