صبح علی گفت: پیرمردت هم که آخر سر دنیا رو گذاشت رفت و من توی ذهن شلوغم اونقدر پیرمرد لعنتیِ بلیط بدستِ آماده پرواز این پا و اون پا میکردن که صورت استخونی کوهن لا به لای اون جمعیت گم بود.
دریافت
ما را در سایت شاید این تصویر شاید هم نه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: شنبه 22 آبان 1395 ساعت: 20:50