شاید این تصویر شاید هم نه

متن مرتبط با «تا حالا شده» در سایت شاید این تصویر شاید هم نه نوشته شده است

تاریکم...فردا سراغ من بیا

  • نیلوبلاگ

    شاید وسط این وانفسای پس قرار از من چه کاری بربیاد تو این زندگی بهترین تصمیم این بود که بیهوا پیام بدم به میثم کافهچی و بهش بگم که میخوام تمام روز بایستم xa0ظرف بشورم، به زندگیم فکر کنم و زیرلب صد دور با فرهاد بخونم: زمان در من خواهد مُرد و من بر زمان خواهم خفت...زمان در من خواهد مُرد و من بر زمان خواهم خفت.....

    ادامه مطلب
  • آخر زمون شده والله

  • نیلوبلاگ

    دونفر از خوانندههای مورد علاقهام به فاصلهی کمی از هم آلبوم 2016 خودشون رو منتشر کردن درحالی که اولی، لئونارد کوهن با وجود اینکه پیش از این ترانهی کمابیش مذهبیxa0hallelujah xa0رو خونده بود، این مرتبه یک ترک تهدید آمیز و مخصوص برای خالق بزرگ داشت(you want it darker) و حالام نوبت استینگ ظاهرا که اسم یکی از ترکهای آلبوم جدیدش رو گذاشتهxa0inshallah.xa0 O_o دریافت متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTM...

    ادامه مطلب
  • چرا واقعا سرم رو نمیu200cکوبم به دیوار تا خفه شه؟

  • نیلوبلاگ

    درآیندهای که خیلی از حالا دور نیست، نسل بشر درستxa0از همون نقطهای شروع به طی کردن فرایند انقراضxa0میکنه که دیگه نمیتونه هیچکدوم از احساس یا درونیات ذهنش رو با کسی به اشتراک بذاره.احتمالا درست فهمیدین، xa0دلیلش هم چیزی جز ترکیدگی رگهای مغزِ حاصل از انباشت فکرها و قضاوتها و عواطف نیست. ...

    ادامه مطلب
  • تا حالا شده یه نعلبکی راز رو به کسی بگی؟*

  • نیلوبلاگ

    من هم تا دیروز نمیدانستم، او زیرلب به هذیان تب چیری میگفت و من آهسته دستمال خیس را روی صورتش می کشیدم. قضیه را درست شبی فهمیدم که گفته بودم: دوست ندارم از پایین نگاهم کنی. و او چشمهایش را بسته بود. بعدxa0پیشانیِ سراسر منقشxa0به رگبرجستههای ریزش را بوسیدم و گوش راستم را چسباندم بیخ سینهاش. من از فهمش عاجز بودم اما همیشه اینطور است، همین که گوش بسپاری به صدای تاپ توپهای یکی درمیان مسخ حرارت مست شهریوریاش میشوی. انگار که در آن سرزمین نادیده هرکجا که انگشت بگذاری هرساعت از زمان، زندگی وسط یک روز دلچ...

    ادامه مطلب
  • توضیح عاواتار(!!!)

  • نیلوبلاگ

    با اینکه مامان میگه شبیه mental Retard آ افتادی و مجبورم کرد از روی پروفایل تلگرام برش دارم اما متاسفانه من خودم بشدت از این عکس خوشم میاد و باید بگم که تمامِ من فارغ از متانت و شکالت و رنگ و لعابهای دنیوی تن همینی که اون گوشه میبینید. همینقدر خل و عقب افتاده و عاجز از زندگی انسانی. +البته که آماده شنیدن چرت و پرتهای مثبت بیست و هفت سالتون هستم....

    ادامه مطلب
  • همه خفتند و منِ دلu200cشدهu200c را خواب نبرد..

  • نیلوبلاگ

    u200fدیوانه کنی هر دو جهانش بخشی دیوانهٔ تو هر دو جهان را چه کند مولانا...

    ادامه مطلب
  • گاهی از اینکه باید از حالای خودم بزرگتر شوم میu200cترسم. میu200cترسم گذر زمان آنقدر جانم را عادت دهد به دلu200cخوشکنکu200cهای کوچک زندگی که بعدها دیگر هیچu200cچیز نتواند درمان موقت بیu200cقراریu200cهایم شود.

  • نیلوبلاگ

    درد درست از جایی غیرقابل کنترل میشود که آدمی احساس میکند برای زمین زدن خودش به چیزِ از زمینxa0بلندکنتری فراترxa0از نیکوتین نیازمند است. ...

    ادامه مطلب
  • تو از خودت گذشتی،خیلی وقت که از خودت رد شدی و پوست انداختی از مَنیَتی که باهات قد کشیده بود و حالا اگر اینجایی یعنی من نخواستم از تو بگذرم.

  • پرتاب شدن به قدیم.

  • نیلوبلاگ

    جوونای الان یادشون نمیاد ما یه زمانی تاترای خفن میرفتیم میدیدیم زیر ده تومن =)) دیگه چطور میشد اسم محمد چرمشیر پای نمایش میومد مجبور بودیم پونزده، بیست تومن بسلفیم. هنر مملکت داره به کدوم سمت میره واقعا؟ :)))...

    ادامه مطلب
  • خشم و هیاهو/ کتاب اول تموم شد ^__^

  • نیلوبلاگ

    یک/خشم و هیاهو یکی از منزجرکنندهترین رمانهایی بود که درتاریخ ادبیات جهان میشدxa0 نوشتxa0و خوند. اسم رمان به ظاهر بخاطر بنجن پسر معلول خانوادهی تامپسون که دائم بهxa0 سبک سیلان ذهنی خاطراتی یادش میاد و بجز جیغ و داد کردن به یاد خواهر مطرود شدهش کاری انجام نمیده، انتخاب شده اما بعد از مرگ کامپسون پدر تمام قصه حوالی کشمکشهایxa0 جیسون، پسر بزرگ خانواده و کدی خواهر مطرود شده و دختر حرامزادهش میچرخه. دو/ جیسون پسر الدنگ خونواده که تا لحظه آخر داستان هم دلیل بدجنسی و زیادهخواهیش xa0واضحاxa0بیانxa0نمیشه...

    ادامه مطلب
  • از آنجا که جنون ایستاده تا من راهی نیست

  • نیلوبلاگ

    تو سی قسمتِ شیرین از شصت قسمتِ ناکام زندگی منیxa0کهxa0 هفت سال تمام است در ماضیترین حالتِ افعال زیستن هرچه در پیِ یافتن خودم از زمان فاصله میگیریم باز به تو برمیگردم. بعدترنوشت: بلند با غیظ و دندان کوفتن میگویم ازت متنفرم بعدxa0 هر پنج دقیقهxa0یکبار میخندم و زیرلب میگویم xa0دوستت دارم....

    ادامه مطلب
  • انگار بعد قرنی همهu200cچیز توی سکوت فرو رفته و من با خیال راحت از آرامش موقتم دائم بابت خواب بودن تمام کائنات شکرگذارم و نشستم آرشیو صوتی سیستمم رو، همهu200cی صداهایی که تا امروز ضبط کردیم رو شخم میu200cزنم.

  • نیلوبلاگ

    u200fدیوانه کنی هر دو جهانش بخشی دیوانهٔ تو هر دو جهان را چه کند |مولانا...

    ادامه مطلب
  • در ستایش سینما نیمکت که نه یکیu200c از حاشیهu200cای ترین عواملش :)

  • نیلوبلاگ

    اگر یک دلیل معقولانه برای تماشای سینما نیمکت داشته باشم، قطعا اون دلیل دیدن بازی علی کوچیکهxa0 بود.آدمی که با همهی ضعفهای بازیش از خیلی از هنربندای چشمآبی امروزه هنرمندتر و حرفهای تره. آدمی که پیش از این تواناییش رو در زمینهی تیپ سازی صدا و به تکرار نیفتادن xa0به خوبی ثابتxa0 کرده (حالا بخندید ولی جزو آدمهایی که با لهجهی لُری تونسته حیدربابا رو به شیوایی تمام بخونه) با بزرگواری تمام تن به یک نقش کوتاه حاشیهای، والبته کلیشهای با همون گریم چند ده سالهی لاتxa0 الدنگ مو وزوزی داده. وگرنهxa0سینما نیم...

    ادامه مطلب
  • ایمان دارم که تاریخ همیشه تکرار میu200cشود یعنی بعضی وقتu200cها فکر میu200cکنم ما آدمu200cها توی نوشتهu200cهای قدیمی خودمان داریم هی تکرار میu200cشویم، مثل این نوشته که درست 27 سپتامبر نوشتم و امروز دوباره در خودم تکرار شدم

  • نیلوبلاگ

    شاید شما هم شنیده باشید که xa0مَردها در گذر تاریخ آنقدر خفن بودند که همیشه زن را به نوعی الههی آب میدانستندxa0 و به خودشان اجازهی کوزه بر سر نهادن و آب از سر چشمه آوردن را نمیدادند که یک وقت بیحرمتی به ذات اقدسxa0 آب نشود(ابدا هم به ذهنتان راه ندهید که این تقدسگرایی مردهای خفنِ تاریخ از سرفراخی بوده و نه چیز دیگری)xa0 هنوز هم در بسیاری از خانهها این تقدس گرایی حاکم است، منتها از کوزه بر سر نهادن و از سرچشمه آب آوردن به:xa0 قربون دستات برم، حالا که آشپزخونهای اگر زحمت نیست یه لیوان برام بیار! تغی...

    ادامه مطلب