اگر یک دلیل معقولانه برای تماشای سینما نیمکت داشته باشم، قطعا اون دلیل دیدن بازی علی کوچیکه
بود.آدمی که با همهی ضعفهای بازیش از خیلی از هنربندای چشمآبی امروزه هنرمندتر و حرفهای تره.
آدمی که پیش از این تواناییش رو در زمینهی تیپ سازی صدا و به تکرار نیفتادن به خوبی ثابت
کرده (حالا بخندید ولی جزو آدمهایی که با لهجهی لُری تونسته حیدربابا رو به شیوایی تمام بخونه)
با بزرگواری تمام تن به یک نقش کوتاه حاشیهای، والبته کلیشهای با همون گریم چند ده سالهی لات
الدنگ مو وزوزی داده. وگرنه سینما نیمکت خودش به تنهایی چیزی جز تکرار بیشتر ودر ابعاد وسیعتر
خاطره بازی سینمایی با گریمهای سنگین(که قطعا چیزی جز عشق به حرفهی بازی دخیلش نبوده و انکار
نمیکنم)به کارنامهی فلهای رحمانیان اضافه نکرده.
پانوشت: نویسندهی خوبی بودن دلیل فیلمنامه نویس خوبی بودن و برعکسش حتی نیست.
پانوشت دو: اسم نمیبرم چون خودش اونقدر فروتن و خویشتندار هست در هیچجایی هیچ ادعایی
برای بازی توی این فیلم نشون نداده :)
شاید این تصویر شاید هم نه...
ما را در سایت شاید این تصویر شاید هم نه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 19 تاريخ: دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت: 0:24