طالع اگر مدد دهد...

خرید بک لینک

با پسرک حسابی رفیق شدم دیگه.

هرهفته سه شنبهها از سر گذروندن لحظههای عذاب پشت رجایی روی چمنهای جایی که میشه گفت هنوز جزو تعلقات

پارک به حساب میآد، میشینم و تا مرز قتل عمد خودزنی میکنم که سروکلهش پیدا میشه، بلند سلام میکنه و میگه

حالت بهتره؟ بعد هم مثل چند هفتهی قبل سراغِ همراه کچلم(شیخ)رو میگیره و هربار به اسلوب آزمون و خطا سعی

میکنه یک جوری نسبتش رو کشف کنه. مثلا یه بار میپرسه شوهرت کجاست؟ یا امروز دوست پسرت نیومده؟ همین

چند دقیقهی پیش هم آخرین سنگش رو توی چاه انداخت و بیهوا گفت راستی رفیقت خیلی بامرام بودها! گفتم اره

بامرامه، رفیقم شیرازیه الانم شهرشونه لابد.(هیچوقت از کنجکاویهاش اذیت نشدم) بعد دستش رو میاره جلوی

صورتمُ میگه: مرامی! از توی کیف پولم چندتا اسکناس پونصدی و دویستی میکشم بیرون و میگم: مرامی! دست

میبرم یکی از کاغذهاش رو بردارم که خودش رو عقب میکشه: نیت یادت رفت! چی چی بودش؟ شمرده شمرده

میخونم: خواجه حافظ شیرازی تو حافظ این رازی...


بعدترنوشت: اونسری بابا توی کیفم از سر اتفاق چندتا ورق فال پیدا کرده بود میگفت زمان عاشقی ما هی میگفت

در نماز کاهلی نکن، باز خوبه که الان حافظ هم آپگرید کرده سیستم پنداندرزیش رو :))))

شاید این تصویر شاید هم نه...

ما را در سایت شاید این تصویر شاید هم نه دنبال می‌کنید

برچسب: طالع اگر مدد دهد,طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف تفسیر,طالع اگر مدد دهد بسطامی,طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به كف,طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به,طالع اگر مدد دهد دامنش آورم بکف,طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف تعبیر,طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف فال حافظ,طالع اگر مدد دهد دامنش اورم,شعر طالع اگر مدد دهد, نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: سه شنبه 27 مهر 1395 ساعت: 15:08

صفحه بندی