
یک/خشم و هیاهو یکی از منزجرکنندهترین رمانهایی بود که درتاریخ ادبیات جهان میشدxa0 نوشتxa0و خوند. اسم رمان به ظاهر بخاطر بنجن پسر معلول خانوادهی تامپسون که دائم بهxa0 سبک سیلان ذهنی خاطراتی یادش میاد و بجز جیغ و داد کردن به یاد خواهر مطرود شدهش کاری انجام نمیده، انتخاب شده اما بعد از مرگ کامپسون پدر تمام قصه حوالی کشمکشهایxa0 جیسون، پسر بزرگ خانواده و کدی خواهر مطرود شده و دختر حرامزادهش میچرخه. دو/ جیسون پسر الدنگ خونواده که تا لحظه آخر داستان هم دلیل بدجنسی و زیادهخواهیش xa0واضحاxa0بیانxa0نمیشه...
ادامه مطلب
میتونم بگم یکی از درخشانترین نوشتههای اشمیت بود. تا صفحهی سیزده همه چیز به طنز و شوخی میگذشت جوری که با خودم گفتمxa0 اگرxa0ایرانxa0بود میتونست روی دست خیلی از به اصطلاح طنزنویسهامون بلند بشهxa0 و خروار خروار سریال و فیلم و برنامه سرگرمی بنویسه. بعد رفته رفته همه چیز جدی شد و رنگ کشمکشهای دو پرسوناژهی معمول اشمیتxa0 روxa0گرفت که به نوعی امضای اصیلش پای نوشتهها به حساب میاد. متاسفانه از حوصلم خارج بیشتر از این درمورد چیزی مثل سابق بنویسم :)) ...
ادامه مطلب