شاید این تصویر شاید هم نه

متن مرتبط با «خوابم میاد» در سایت شاید این تصویر شاید هم نه نوشته شده است

خواب

  • نیلوبلاگ

    هرصبح، همان نقطه از ساعت، تا تن میدهم به خواب، فرهاد از اعماق خفتهی درونم بیدار میشود.چشمهایش طعم گَسِ خواب میدهد هنوز و لبهایش از فرط قرنها سخن نگفتن برهم فشرده مانده است.آخرین کبریت باقی ماندهی جهان را جایی گوشهی آشپزخانهی بیپنجرهام پیدا میکند، پیش از آنکه صورتی به آب بزند، زیر کتری را آتش میکشد و شانهای بالا میاندازد که یعنی پسر! آنقدرها هم که وانمود میکرد شاعرانه نبود.xa0بعد تا آب به نقطهی جوشش برسد، میرود جلوی آینهی روشویی میایستد.چشمهایش را براندازمیکند.دستی به موهایش میکشد و زیرلب ...

    ادامه مطلب