
...
ادامه مطلب
یک شب هایی، آدم باید دست ببرد پشت سرش، آهسته سینه بند مغزش را باز کند، جای سَگَک ها را با انگشت اشارهاش بخاراند که ذهن ملتهبش وسطxa0آن همه دردxa0حال بیاید....
ادامه مطلب
میفرماد: دوست دارم یه دل سیررررررر بشینم باهاش صحبت کنم که اون همهش از خودش برام حرف بزنه....
ادامه مطلب
درد درست از جایی غیرقابل کنترل میشود که آدمی احساس میکند برای زمین زدن خودش به چیزِ از زمینxa0بلندکنتری فراترxa0از نیکوتین نیازمند است. ...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب
u200fدیوانه کنی هر دو جهانش بخشی دیوانهٔ تو هر دو جهان را چه کند |مولانا...
ادامه مطلب
شما میتونین صدای حسین پناهی رو بشنوید و گریه نکنید؟...
ادامه مطلب
شاید شما هم شنیده باشید که xa0مَردها در گذر تاریخ آنقدر خفن بودند که همیشه زن را به نوعی الههی آب میدانستندxa0 و به خودشان اجازهی کوزه بر سر نهادن و آب از سر چشمه آوردن را نمیدادند که یک وقت بیحرمتی به ذات اقدسxa0 آب نشود(ابدا هم به ذهنتان راه ندهید که این تقدسگرایی مردهای خفنِ تاریخ از سرفراخی بوده و نه چیز دیگری)xa0 هنوز هم در بسیاری از خانهها این تقدس گرایی حاکم است، منتها از کوزه بر سر نهادن و از سرچشمه آب آوردن به:xa0 قربون دستات برم، حالا که آشپزخونهای اگر زحمت نیست یه لیوان برام بیار! تغی...
ادامه مطلب